Disencumbered
یک قدم تا مرگ..سایه اش رواحساس می کنی و می فهمی چقدر در گیر این زندگی بی ارزش شدی.
چند دقیقه بعد دیگه هیچی نمی فهمی و از خود بی خود.از خود وله می کنی تا دیگه نفهمی مرگ یعنی چی.
یک قدم تا مرگ..سایه اش رواحساس می کنی و می فهمی چقدر در گیر این زندگی بی ارزش شدی.
چند دقیقه بعد دیگه هیچی نمی فهمی و از خود بی خود.از خود وله می کنی تا دیگه نفهمی مرگ یعنی چی.
سلام کردم ،زیر لب چیزی گفت.گفتم:فالمو می گیری؟ سری تکون داد و قناریشو در آورد.فالمو بهم داد و پولشو گرفت.از یک چیزی می ترسید.نمی دونم چی ولی تو صورتش پیدا بود.
with special thanks to my friend Ido whose heart is always beating for humanity an love.
I hope you never lose your sense of wonder
You get your fill to eat
But always keep that hunger
May you never take one single breath for granted
God forbid love ever leave you empty handed
I hope you still feel small
When you stand by the ocean
Whenever one door closes, I hope one more opens
Promise me you'll give faith a fighting chance
And when you get the choice to sit it out or dance
I hope you dance
I hope you dance
I hope you never fear those mountains in the distance…
با تشکر ازدوست عزیزم نرگس