Thursday, June 30, 2005

خانه بیشتر،زندان کمتر


with special thanks to Mattew Russian

Tuesday, June 28, 2005


An old farmer, originally uploaded by salehbaba.

FREEDOM

احساس خفگی می کنم.تازه داشتم به خودم می قبولوندم که باید به این وضعیت عادت کنم.به قول خانوم والده:باید خودمو با چیزهایی که دارم آداپته کنم.باز یکی دیگه اومدو ما رو هوایی کرد.حالا باز شدیم عین مرغ پرکنده خودمونو به زمین و زمان می زنیم.
روی این عکس کلیک کنین!

Friday, June 24, 2005

بهار تمام شد

در يکی از کوچه‌های لندن، روزی شاعری گداي کوری را می‌بيند که پلاکی بر گردن خويش آويخته‌است و سرگرم سوآل است.
از او پرسيد: " روزی چه ‌قدر درآمد داری؟ " گدا ‌گفت: " دو دلار تقريباً. "
شاعر، پلاک را برگرداند و چيزی بر آن نوشت و به سائل توصيه کرد از اين پس اين روی پلاک را به گردن بيآويزد. دو ماه بعد، وقتی شاعر از آن کوچه می‌گذشت، به همان سائل برخورد و از او پرسيد: " درآمد روزانه‌ات چه‌قدر است؟ " وي پاسخ داد: " پانزده تا بيست دلار. "
سپاس‌گزاري كرد و به اصرار از شاعر پرسيد بر پشت لوحه چه نوشته ‌است؟
شاعر گفت: من کار بزرگی نکردم. تو نوشته ‌بودی: « من کور مادرزاد ام، به من رحم کنيد.» من نوشتم: « بهار از راه می‌رسد و من تماشایش نخواهم‌کرد.»

می بینی بهار چه زود تمام شد و من تماشایت نکردم.
بر گرفته از بلاگ سفره خانه

Friday, June 17, 2005

تقدیم به دوستم آیدو


, originally uploaded by salehbaba.


ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
dedicated to my friend
Ido for his kindness and his beautiful feelings.

Thursday, June 09, 2005

Human rights


Human rights, originally uploaded by salehbaba.

Article 25.
Universal Declaration of Human Rights


(1) Everyone has the right to a standard of living adequate for the health and well-being of himself and of his family, including food, clothing, housing and medical care and necessary social services, and the right to security in the event of unemployment, sickness, disability, widowhood, old age or other lack of livelihood in circumstances beyond his control.