
اينم مثل يادداشتهاي ديگه مي ريزم دور؟-
فكر مي كنم خيلي احساساتي هستم! مي خوام از حس هام تو لحظات و حالات مختلف بنويسم.-
كنسرت شهرام ناظري عالي بود.جاي همه اونايي كه بايد مي بودن و نبودن خالي. ما كه نگونسار كرديم."اي ايران" رو كه خوند، يهو به خودم اومدم ديدم دارم-
فرياد مي زنم.چهار هزار نفر ايستاده با هم "اي ايران" مي خوندن.
تو ايستگاه قطار يك دفعه دچار ياس فلسفي شدم.نمي دونستم بره چي دارم زندگي مي كنم؟ كمي موسيقي گوش دادم شايد حالمو بهتر كنه.-
هوا خيلي گرمه.نه به رفت كه از سرما نخوابييديم، نه به اين قطاره كه مثل كوره است.-
اين يارو هم كه روبروم نشسته حالم رو به هم مي زنه. از اون آدم هاست كه فكر مي كنه خيلي زرنگه و به بقيه از بالا نگاه مي كنه.از لحظه اي كه نشست تو كوپه -
هيچي نگفت.بعد از يكي، دو ساعت شروع كرد به حرف زدن كه:آقايون دانشجو هستند؟ بعدشم كلي تعريف از خودش و اينكه دانشكده فني تهران و دانشگاه آكسفورد
درس خونده و دكترا گرفته تو مكانيك. جمله اش هم در اين مورد جالب بود: من دانشگاه آكسفورد رو تموم كردم!و در ادامه افاضاتي در مورد اينكه دو تا دانشگاه
معتبر تو دنيا هست كه اوليش آكسفورده. و در مناقب آكسفورد و آكسفورديان سخنها گفت.
اين آبريزش بيني هم منو كشت. مستخدم واگن هم دستمال كاغذي بهم نداد.منم رفتم تو دستشويي نصف رول دستما توالت رو كشيدم و گذاشتم تو جيبم.آدم وقت نياز -
دست به هر كاري مي زنه!
هر چهار كلمه كه مي نويسم بايد دماغم كه آويزونه تميز كنم.-
آب درماني هم تاثير نكرده.3 قوري چايي،1.5 ليتر آب معدني و 6 بار شاشيدن در عرض 4 ساعت هم فايده نداشته.-
اين انيو موريكونه بد داره فاز مي ده به ما خدا وكيلي تو اين وضعيت.-
اين يارو دكتره بد رفت تو اعصاب ما. ميگه الان هيچ دانشگاهي ديگه خوب نيست و هيچ دانشجوي خوبي هم پيدا نمي شه."زمان ما.." از اين دو كلمه -
متنفرم.روزنامه ام رو برداشتم و زدم بيرون چون نتونستم تحملش كنم( قبول دارم بايد تمرين كنم تحمل نظرات ديگران رو داشته باشم،ولي از اين نسل هيچ حرفي رو
نمي تونم بپذيرم.)
مي خواستم بهش بگم: اون زمان ("زمان ما..") جنابعالي با دلار شش تومن نه هزار تشريف بردين ينگه دنيا و خوردين و چريدين و هر غلطي خواستين كردين-
و برگشتين اينجا گه زدين. حالا شاكين از وضعيت موجود؟ اين گهيه كه خودتون زدين ...ها.
وقتي برگشتم به كوپه كه مطمئن بودم دكتره خوابيده. خوابيده بود مثل ديو.-
باز هم موسيقي متن پاپيون و از پنجره قطار خيره ميشم به حركتش.-
خوابم گرفته.-
